
شرایط منطقه بهشدت بحرانی و ملتهب است. ایالات متحده بیش از ۲۲ میلیارد دلار تجهیزات نظامی را به خاورمیانه، بهویژه مناطق نزدیک به ایران، منتقل کرده است. بسیاری از ناظران بر این باورند که جابهجایی چنین حجم عظیمی از تجهیزات، صرفاً جنبه تهدید یا قدرتنمایی ندارد، بلکه هشداری جدی برای احتمال آغاز یک جنگ گسترده محسوب میشود.
در دو هفته گذشته، تحلیلگران متعددی از نزدیک بودن درگیری نظامی میان ایران و آمریکا سخن گفتهاند. هر روز اخبار و شایعات تازهای درباره جنگ منتشر میشود، اما با وجود این فضاسازیها، تاکنون درگیری آغاز نشده است. پرسش اصلی اینجاست که دلیل این تأخیر چیست؟ چرا آمریکا و شخص دونالد ترامپ حمله به ایران را به تعویق انداختهاند و چه زمانی ممکن است این تصمیم عملی شود؟
حدود ده روز پیش، رسانههای عبری خبری منتشر کردند که بر اساس آن، ترامپ تصمیم نهایی برای حمله به ایران را اتخاذ کرده بود، اما اطرافیانش به او هشدار دادند که نمیتوانند تضمین کنند این جنگ کوتاهمدت و قابل کنترل باشد. همین تردیدها باعث شد رئیسجمهور آمریکا اجرای این تصمیم را به تعویق بیندازد.
در صورت صحت این گزارش، میتوان گفت ترامپ به دنبال تکرار سناریویی شبیه به عملیات ونزوئلا در ایران بوده است؛ عملیاتی سریع، برقآسا و کمهزینه با بیشترین دستاورد سیاسی و نظامی. با این حال، شرایط ایران با ونزوئلا تفاوتهای اساسی دارد و همین تفاوتها باعث شده ترامپ از پیامدهای جنگ با ایران هراس داشته باشد.
تفاوت اصلی میان جنگ احتمالی آمریکا با ایران و تجربه ونزوئلا را نمیتوان صرفاً در سطح تجهیزات یا توان فنی جستوجو کرد. هرچند فاصله نظامی میان ایران و ایالات متحده قابل انکار نیست و بعید است ترامپ نگران توان کلاسیک ایران باشد، اما آنچه ایران را از ونزوئلا متمایز میکند، ساختار نیروهای نظامی، شبهنظامی و شبکه متحدان منطقهای آن است؛ عاملی که نگرانی اصلی ترامپ را شکل داده است.
برای درک بهتر این نگرانی، باید نگاهی به نحوه عملکرد نیروهای ویژه آمریکا در ونزوئلا انداخت. در آن عملیات، با ایجاد اختلال در شبکههای ارتباطی، ارتباط میان واحدهای مختلف نظامی و مرکز فرماندهی قطع شد. این مسئله موجب سردرگمی نیروها و ناتوانی آنها در تصمیمگیری شد و در نهایت، نیروهای دلتا فورس بدون مواجهه با مقاومت جدی، به مقر مادورو رسیده و او را بازداشت کردند.
اما اگر چنین سناریویی در ایران تکرار شود، نتیجه الزاماً مشابه نخواهد بود. در صورت قطع ارتباطات، بخشی از نیروها ممکن است دچار انفعال شوند، اما بخش دیگری بر اساس اصل «آتش به اختیار» وارد عمل خواهند شد. این ویژگی، تفاوت مهم ایران با ونزوئلاست.
گروههای مقاومت در ایران و منطقه، از عراق تا یمن، بارها نشان دادهاند که صرفاً منتظر دستور مستقیم نمیمانند و حتی در شرایط بحرانی، مستقل و گاه برخلاف سلسلهمراتب رسمی اقدام میکنند. نمونههای بارز این رویکرد را میتوان در رفتار انصارالله یمن و کتائب حزبالله عراق مشاهده کرد؛ گروههایی که در شرایط حساس، دست به عملیاتهای پرریسک و مستقل میزنند.
همین رفتارهای غیرقابل پیشبینی میتواند هرگونه طرح عملیات سریع آمریکا را با شکست مواجه کند. حملات گروههای مقاومت به پایگاههای آمریکایی در عراق، حملات موشکی یمن به ناوهای آمریکا یا اقدامات مشابه در داخل ایران، میتواند روند یک عملیات برقآسا را مختل کرده، آن را طولانی و پرهزینه کند و تلفات را بهشدت افزایش دهد. این دقیقاً همان سناریویی است که ترامپ از آن واهمه دارد؛ سناریویی که میتواند تصویر اقتدارگرایانهای را که از خود ساخته، فرو بریزد.
به نظر میرسد دلیل اصلی تعویق ترامپ در آغاز جنگ، همین نگرانیهاست. او در پی ارزیابی دقیق توان، آمادگی و نوع واکنش نیروهای نظامی و شبهنظامی ایران و متحدان منطقهای آن است. ممکن است در نهایت، آمریکا از ایده یک حمله برقآسا عقبنشینی کرده و به سراغ گزینهای متفاوت برود. آنچه در ذهن ترامپ و فرماندهان نظامیاش میگذرد، موضوعی است که تنها گذر زمان آن را روشن خواهد کرد.









