پارک شیراز؛ موضوعی که دوباره خبرساز شد

شیراز به یک پارک موضوعی هویتمحور نیاز دارد
فرزاد صدری، روزنامهنگار و فعال فرهنگی و اجتماعی، در یادداشتی با عنوان «شیراز و ضرورت یک پارک موضوعی درخور نام شهر» بر لزوم طراحی و احداث مجموعهای فرهنگی، آموزشی و تفریحی متناسب با پیشینه تاریخی و هویتی شیراز تأکید کرده است.
او در این یادداشت نوشته است که در سالهای گذشته، در حوزه توسعه شهری بارها از مفاهیم و طرحهای بزرگ سخن گفته شده، اما در عمل بسیاری از شهرها به اجرای پروژههایی محدود مانند آسفالت، روگذر، زیرگذر، جابهجایی واحدهای تجاری و احداث مجموعههای تفریحی معمولی بسنده کردهاند.
به اعتقاد صدری، زمانی که هویت یک شهر تنها با چنین پروژههایی تعریف شود، آن شهر بهتدریج از یک موجود فرهنگی زنده به فضایی متراکم و جغرافیایی صرف تبدیل خواهد شد؛ حال آنکه شیراز را نمیتوان با الگوهای تکراری و نسخههای مشابه دیگر شهرها اداره کرد.
وی شیراز را فراتر از یک کلانشهر و «متن زنده فرهنگ ایرانی» توصیف کرده و آورده است: حافظ، سعدی، ملاصدرا، تمدن هخامنشی، باغ ایرانی و سنت همزیستی ادیان، در شیراز تنها بخشی از تاریخ و خاطره نیستند، بلکه ظرفیتهایی زنده برای طراحی شهری، آموزش، گردشگری و ارتقای کیفیت زندگی محسوب میشوند.
ضرورت احداث یک پارک هویتساز در شیراز
در ادامه این یادداشت آمده است که اگر قرار باشد مجموعهای با عنوان «پارک» در شیراز ساخته شود، نباید تنها به یک فضای تفریحی یا محلی برای سرگرمیهای زودگذر محدود باشد.
شیراز به یک «پارک موضوعی هویتساز» نیاز دارد؛ مجموعهای که کودکان، نوجوانان و خانوادهها در آن علاوه بر تفریح، با تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشههای شکلدهنده هویت شهر ارتباط برقرار کنند.
در چنین فضایی، بازدیدکننده تنها برای بازی یا استراحت حضور پیدا نمیکند، بلکه در جریان یک روایت قرار میگیرد، مفاهیمی را میآموزد، تجربهای احساسی به دست میآورد و ارتباط عمیقتری با شهر خود برقرار میکند.
تفاوت پارک موضوعی با پارک معمولی
صدری با اشاره به تجربه پارکهای موفق جهان، از جمله «افتلینگ» در هلند، «پوی دو فو» در فرانسه، «اسکانسن» در سوئد و «کلونیال ویلیامزبرگ» در آمریکا، نوشته است که در یک پارک موضوعی، فضا تنها محل عبور، استراحت یا تماشای عناصر محیطی نیست، بلکه خود به راوی یک داستان تبدیل میشود.
در این نوع مجموعهها، مسیر حرکت بازدیدکنندگان دارای معناست، گیاهان و درختان بخشی از روایت را شکل میدهند و رنگ، نور، صدا و مصالح تنها نقش تزئینی ندارند.
هر بخش از پارک میتواند فصل تازهای از یک داستان، اندیشه یا دوره تاریخی را بازگو کند و بازدیدکننده نیز بهجای تماشاگر بودن، به بخشی از روایت تبدیل شود.
بر این اساس، اگر پارک معمولی محلی برای تنفس، استراحت و گذران اوقات فراغت باشد، پارک موضوعی را میتوان «مدرسهای بدون دیوار» دانست؛ مدرسهای که بهجای تخته و کلاس، از منظر، آب، سایه، بازی، تصویر، مجسمه، صدا و حرکت برای آموزش استفاده میکند.
پارک آبی نباید افق اصلی توسعه شیراز باشد
این فعال فرهنگی و اجتماعی در بخش دیگری از یادداشت خود تأکید کرده است که پارک آبی، در صورت طراحی اصولی، میتواند یکی از زیرساختهای تفریحی هر شهر باشد، اما نباید جایگاه و شأن فرهنگی شیراز با یک نیاز صرفاً تفریحی یکسان در نظر گرفته شود.
به گفته او، پارک آبی در برنامه توسعه شیراز میتواند یکی از بخشهای فرعی باشد، اما نباید به مهمترین افق یا پروژه شاخص شهر تبدیل شود؛ زیرا شیراز، شهر شعر، باغ، عرفان، فلسفه، پرسش، گفتوگو، همزیستی و گردشگری فرهنگی است.
از این رو، پروژههای بزرگ این شهر باید علاوه بر افزایش سرانههای تفریحی، برای شیراز «سرمایه نمادین» نیز تولید کنند.
یک پارک موضوعی متناسب با هویت شیراز میتواند فضایی باشد که کودک پس از خروج از آن، نهتنها بازی و تفریح کرده باشد، بلکه درباره شهر خود آموخته و نگاهش نسبت به تاریخ و فرهنگ شیراز تغییر کرده باشد.
پیشنهاد احداث «پارک روایتهای شیراز»
صدری در ادامه، احداث مجموعهای با عنوان «پارک روایتهای شیراز» یا «باغپارک فرهنگ و قصه شیراز» را پیشنهاد کرده است.
این مجموعه میتواند یک مسیر سبز، پیادهمحور و روایی باشد که از چند باغچه، بخش و ایستگاه موضوعی تشکیل شده و بازدیدکننده در طول مسیر آن، وارد جهانهای مختلف فرهنگی و تاریخی شود.
در طرح پیشنهادی، بخشهای مختلف پارک میتواند شامل «جهان سعدی»، «جهان حافظ»، «جهان ملاصدرا»، «جهان هخامنشی»، «جهان باغ ایرانی» و «جهان ادیان و همزیستی» باشد.
هر یک از این بخشها باید مفاهیم مرتبط با خود را نه از طریق تابلوهای خشک و موزهای، بلکه در قالب تجربههای فضایی، بازی، نمایش، معماری، هنر و روایت به مخاطب منتقل کنند.
جهان سعدی؛ آموزش مهربانی و مدارا
در بخش سعدی، مفاهیمی مانند اخلاق اجتماعی، مهربانی، مدارا، صلح، همدلی و پرهیز از خشونت میتواند به زبان ساده و قابلدرک برای کودکان و نوجوانان ارائه شود.
این مفاهیم را میتوان از طریق مسیرهای آرام، نیمکتهای جمعی، بازیهای مشارکتی و المانهایی با موضوع گوشدادن، کمککردن، بخشش و حل اختلاف به تجربهای ملموس تبدیل کرد.
پیام اصلی این بخش میتواند این باشد که بزرگی انسان در رفتار مهربانانه با دیگران، بهویژه افراد ضعیفتر، معنا پیدا میکند و صلح نیز از درک متقابل و پرهیز از داوری عجولانه آغاز میشود.
جهان حافظ؛ صداقت و مبارزه با ریا
در بخش مربوط به حافظ، میتوان مفهوم مبارزه با دورویی، تظاهر و ریا را به زبان قابلفهم برای مخاطبان نوجوان روایت کرد.
استفاده از آینههای چندلایه، بازیهای تشخیص حقیقت و ظاهر، پازلهای مفهومی و آثار هنری مرتبط با صداقت و خود واقعی، از جمله پیشنهادهای ارائهشده برای این بخش است.
هدف آن است که بازدیدکننده دریابد حافظ تنها شاعر غزل و عاشقانهها نیست، بلکه منتقد ریا و آموزگار صداقت و آزادی درونی نیز به شمار میرود.
جهان ملاصدرا؛ حرکت، تغییر و تعالی
در بخش ملاصدرا، مفهوم حرکت، دگرگونی و رشد انسان میتواند محور طراحی قرار گیرد.
این اندیشه که جهان و انسان ایستا نیستند و همواره امکان بهترشدن وجود دارد، میتواند با مسیرهایی که از تاریکی به روشنایی میرسند، گیاهانی که تغییر فصلها را نشان میدهند و آثار هنری مرتبط با حرکت و تکامل نمایش داده شود.
چنین بخشی میتواند فلسفه را از فضای انتزاعی خارج کرده و به مفهومی قابل لمس در زندگی روزمره کودکان و نوجوانان تبدیل کند.
جهان هخامنشی؛ نظم، مدنیت و تنوع فرهنگی
در بخش هخامنشی، تمرکز نباید تنها بر بازسازی شکوه تختجمشید باشد، بلکه مفاهیمی مانند نظم، کشورداری، احترام به تنوع فرهنگی، مدیریت سرزمین و عدالت نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
استفاده از نقشبرجستههای سادهشده اقوام مختلف، بازیهای گروهی درباره اداره یک سرزمین و غرفههایی با موضوع راهها، پیامرسانی، آب، مالیات و مدیریت منابع میتواند این مفاهیم را به شکلی جذاب آموزش دهد.
پیام اصلی این بخش آن است که حکومت و تمدن تنها با قدرت معنا پیدا نمیکند، بلکه نظم، عدالت و احترام به گوناگونی از ارکان اصلی آن است.
ساختار پیشنهادی پارک
براساس این یادداشت، ورودی پارک باید بهگونهای طراحی شود که حس ورود به یک روایت یا متن فرهنگی را به بازدیدکننده منتقل کند.
دروازهای با الهام از باغ ایرانی، آبراه باریک، سایهسازهای سبک و معرفی بخشهای اصلی پارک میتواند آغاز مسیر باشد.
محور مرکزی مجموعه نیز میتواند به شکل یک «گذر سبز قصه» طراحی شود؛ مسیری پیادهمحور که بازدیدکننده را بهآرامی از یک جهان موضوعی به جهان دیگر هدایت کند.
این مسیر باید برای کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت قابل دسترس باشد، محلهای نشستن متعدد داشته باشد و امکان توقف، گفتوگو و تعامل را فراهم کند.
هر ایستگاه روایت نیز میتواند از تابلوهای کوتاه، تصویر، اینفوگرافیک، بازی، معما، مجسمههای کوچک، موسیقی، گیاهان نمادین، فضای عکاسی و کدهای دسترسی به محتوای تکمیلی برخوردار باشد.
کارگاههای قصهگویی، نمایش عروسکی، آموزش خوشنویسی و تصویرگری، بازیهای گروهی، باغچه گیاهان بومی و محل اجرای رویدادهای فرهنگی نیز از دیگر فضاهای پیشنهادی برای این مجموعه است.
اصولی که باید در طراحی رعایت شود
صدری در ادامه بر چهار اصل اساسی در طراحی پارک موضوعی شیراز تأکید کرده است.
نخست آنکه پارک باید کودکمحور باشد، اما به سرگرمیهای سطحی و ظاهری محدود نشود.
دوم آنکه روایت باید در تمام اجزای فضا جریان داشته باشد و مجموعه به نصب تابلوهای شعاری و نصیحتی خلاصه نشود.
سوم، بهرهگیری از زیباییشناسی ایرانی و عناصری مانند هندسه باغ ایرانی، آب، سایه، کاشیکاری، رنگهای آرام، خوشنویسی و نقشمایههای بومی است.
اصل چهارم نیز توجه به مخاطبان مختلف، از کودک و نوجوان گرفته تا والدین، گردشگران و پژوهشگران است تا هر گروه بتواند متناسب با نیاز خود، لایهای از معنا و تجربه را دریافت کند.
دستاوردهای فرهنگی و گردشگری پروژه
در این یادداشت آمده است که اجرای چنین پروژهای میتواند شیراز را از شهری مصرفکننده طرحهای موقت و تکراری، به شهری تولیدکننده الگوهای فرهنگی تبدیل کند.
ارتقای گردشگری فرهنگی، افزایش مدت اقامت گردشگران، تقویت اقتصاد خلاق، آموزش غیرمستقیم اخلاق و هویت، ایجاد یک مقصد خانوادگی معنادار و معرفی شیراز بهعنوان الگوی دیگر شهرهای کشور، از مهمترین دستاوردهای این پارک خواهد بود.
صدری در پایان تأکید کرده است که شیراز تنها به یک پارک تفریحی نیاز ندارد، بلکه به باغی روایی و آموزشی نیازمند است؛ فضایی که شهروندان و گردشگران در جریان عبور از آن، مهربانی و صلح را از سعدی، صداقت و مبارزه با ریا را از حافظ، حرکت و تعالی را از ملاصدرا، نظم و کشورداری را از هخامنشیان، تعادل میان انسان و طبیعت را از باغ ایرانی و فرهنگ زیستن با دیگری را از خود شیراز بیاموزند.
به اعتقاد او، چنین مجموعهای در صورت طراحی و مدیریت اصولی، تنها یک پروژه شهری نخواهد بود، بلکه میتواند به بیانیهای فرهنگی درباره جایگاه شیراز و نقش تاریخی این شهر در آموزش و هدایت فرهنگی ایران تبدیل شود.









